خرید بک لینک

خو کردهایم به چاردیواری عقلمان

قفلش زدیم و کلید را انداختیم تهِ دریا؛ مبادا حق چیزی جز آنچه شنیدهایم باشد

چه مضحکانه ادای فهمیدن درآوردیم

او که کمی دانست شمشیر کشید

آن یکی شرع را کوبید

و دیگری، بهانه کرد

عقلا در بغض غوطه زدند

مردم رو به هم، نیزه کشیدند

زندانبان فریاد میزد:

«ببرید دیوانگان را که وجودشان ننگین بود

تفسیر حق، چیزی جز آنچه گوییم نیست»

.

خدا اما در کنج سیاهیِ تمام سلولها بود

حتی آنجا که نور نبود،

خدا بود.

#پرواز

برچسب: نویسنده: پارسا میرزاپور تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 21:19

صفحه بندی